۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

جاده ابریشم


جاده ی ابریشـم
صدیـقه عادل مشهد سـری
پاییـز ۸۹
چکــیده
 آنچه در پیش رو دارید مقاله ای است با عنوان جاده ی ابریشم روش کار بصورت کتابخانه ای و تحلیل محتــوا
می باشد در این تحقیق از کتاب و برخی سایتهای آزاد استفاده شده است . جاده ابریشم جاده قدیمی تجـــارت
چین که بیش از دو هزار سال پیش مورد استفاده بود ، کماکان در جهان بسیـار شهــرت دارد...................

 جاده ابریشـم بـه
عنوان پلی بین چین و کشورهای اروپا ، آسیا و آفریقا برای تبادلات مادی و تمدنی شرقی و غربی سهم مهمــی
ادا نموده است . جاده ابریشم تاریخ دیرینه دارد و در روند پیشرفت تمدن جهان نقش مهمی ایفا کرده است . به
همین جهت این تحقیق در نظر دارد با بررسی برگی از تاریخ تمدن باستان چگونگی پیدایش این جاده و علــت
نامگذاری آن را به این نام و علت شهرت جهانی این جاده را بررسی نماید ، امید آن است که این مطالب باعث
روشنتر شدن تاریخ ایران و جهان  بشود .



واژگان کلیدی : جاده ابریشم ،  راههای ابریشم ، تجارت ابریشم







sedeghehadell@yahoo.com                                              پیام نور لاریجان : ۸۶
مقدمـه
صنايع ابريشم از دير باز درحيات و زندگي ملتها جايگاه مهمي را اشغال كرده و ابريشم وادويه كه از خاور دور آورده ميشده براي دنياي غرب در روابط بين المللي نقش مهمي را ايفا نموده است . ابريشم هم چنين باعث شناخته شدن فرهنگ شرق از طرف غرب گريده است . انتقال ابريشم و ادويه شرق توسط كاروانها به غرب باعث ايجاد راههاي تجاري از چين تا اروپا گرديده است . در اين حركت تجاري كه ازشرق به غرب كشيده شده بود از راههایي كه از قرون قبل از آن ايجاد شده بود استفاده شده است . ابريشم , چيني , كاغذ , ادويه سنگهاي تزئيني و با ارزش بصورت وسيع از شرق به غرب انتقال ميشد و در كنار اين تجارت كه با طي هزاران كيلومتر صورت ميگرفته باعث تبادل فرهنگ بين قاره ها هم ميشده است .و اين راه تجاري به مرور زمان نام جاده ابريشم را به خود گرفته است . جاده ابريشم علاوه بر اينكه به عنوان يك راه تجاري آسيا را به اروپا متصل مي ساخته به فرهنگها , اديان و نژادها كه از او هزار سال به بعد در منطقه مرسوم بوده اند غذاي فرهنگي و تاريخي ارائه نموده است . جمهوريهاي ترك نشين آسياي ميانه بعد از آنكه استقلال خود را بدست آوردند تجديد حيات , جاده ابريشم هم به عنوان يك راه تجاري و هم به سبب ارزش تاريخي و فرهنگي در دستور كار قرار گرفته و در اين رابطه فعاليت جهت بازسازي بقاياي بنا هاي بجا مانده و بلا استفاده در مسير راه مذكور آغاز شده است . در حدود ۴ تا ۶ هزار سال پیش از میلاد، مردم باستانی ای که در محدودهٔ صحرای غربی و مصرزندگی می‌کردند، از جنوب غربی آسیا، حیوانات اهلی به این منطقه می‌آوردند پیش ازآغاز دوره فرعونیان در مصر، در حدود ۴ هزار سال پیش از میلاد، از منطقه کنعان (فلسطین و اسرائیل امروزی) ظرفهای سفالین خریداری می‌کردند.

با آغاز مسیر از شهرهای ساحلی شرق چین و جهت پیشگیری عبور از بیابانهای مرکزی چین، این مسیر به دو راه شمالی و جنوبی تقسیم می‌شد. مسیر شمالی که عمدتا امروزه از آن با نام جاده ابریشم یاد می شود از روستای توان هوانگ آغاز می‌شد و پس از عبور از ایالتهای مختلف در چین و پیش از رسیدن به بیایان بزرگ مرکزی چین به سه راه متفاوت تقسیم می‌شد که دو تای آنها از شمال بیابان و یکی از جنوب آن عبور می‌کرد. مسیر جنوبی عمدتا یک مسیر ثابت بود. مسیری که پس از عبور از قسمتهای جنوبی چین به شمال هندوستان می‌رسید و سپس به خراسان و ایران و بعد یا به مسیر دریایی می‌پیوست و یا با مسیر شمالی یکی می‌شد.از حدود ۱۴ قرن پیش در زمان امپراتور خاندان هان در شرق چین، یک مسیر دریایی که البته بطور رسمی قسمتی از جاده ابریشم نبوده‌است، نیز مورد استفاده قرار گرفت.  مهم‌ترین کالایی که بصورت ترانزیت از ایران می‌گذشت، ابریشم بود، اما چون ایرانیان مقدار بسیاری از ابریشم خام چین را که وارد می‌کردند، به خود تخصیص می‌دادند قادر بودند محصولات خویش را به هر قیمتی بخواهند، به ممالک مغرب زمین بفروشند. ترکان به تحریک اتباع سغدی خود کوشش ها کردند، تا از خسرو انوشیروان اجازهٔ عبور دادن ابریشم خود را از خاک ایران . حاصل کنند اما نتیجه نبخشید پس از قرن ۹ میلادی به دنبال تغییر ساختار سیاسی و اقتصادی قاره اروپا و آسیا ، به ویژه پیشرفت فنون دریانوردی ، حمل و نقل دریایی بطور روزافزون در تجارت نقش ایفا می کرد . جاده ابریشم جاده زمینی سنتی به تدریج رو به زوال رفت . در دوران سلسله  سون  چین در قرن ۱۰ میلادی جاده ابریشم به عنوان یک راه تجارت بسیار کم مورد استفاده قرار می گرفت .در سالهای اخیر ،  طرح مطالعه جدید جاده ابریشم ( مطروحه سازمان یونسکو) این جاده را  جاده گفتگو  قلمداد کرده است تا به پیشبرد گفتگو و تبادلات کشورهای شرق و غرب مساعدت کند.

چگونگی پیدایش جاده ابریشم
زندگي انسان از ابتدا با حرکت و سفر همراه بوده، آنجا که به دنبال غذا مي‌گشت و يا بعدها که محل بهتري براي سکونت مي‌جست. با ساکن شدن، روستاها و پس از آن شهرها پديد آمدند و تجارت و زيارت انگيزه‌اي شد براي مبادلات گوناگون ميان شهرها، پس راه‌ها پديد آمد و گسترش يافت و علاوه بر برقراري ارتباط درون يک سرزمين، کشورها را به هم متصل ساخت. راه‌هاي کوچک و محلي به راه‌هاي اصلي متصل شدند و جاده‌ها را به‌جود آوردند و هر مسيري به فراخور منطقه و يا کالا نامي گرفت، "جاده‌ي ادويه"، "جاده‌ي شاهي" و يا "جاده‌ي ابريشم". در ميان اين راه‌ها هيچ مسيري به وسعت حدود يک چهارم محيط کره‌ي زمين جاده‌ي ابريشم که قاره آسيا را به قاره اروپا پيوند مي‌داد، نرسيد. راه ابريشم از ميان کشورها عبور کرده و علاوه بر کالاي تجاري موجب تبادل دين، فرهنگ، هنر و تکنولوژي نيز گشت. جاده ابریشم راه تجارت زمینی چین با آسیای جنوبی ، غربی و اروپا و آفریقا از راه آسیای مرکزی در روزگار قدیم بود . به سبب آنکه بسیاری ابریشم و پارچه های ابریشمی چین از این جاده به غرب توزیع می شد ، بدین سبب ( جاده ابریشم ) نام گرفت . نخستین فردی که نام جاده ابریشم یا راه ابریشم را در سال ۱٨٧۷ میلادی، برای این مسیرها انتخاب کرد، جغرافی دان آلمانی فردیناند ریختوفن بود. وی بسبب حمل ابریشم چین از این راه به دریای مدیترانه و مناطق مختلف دیگر بین راه این نام را برگزید. نتایج مطالعات نشان می دهد که این جاده اساسا در سلسله  هان چین در قرن یکم قبل از میلاد شکل گرفت .در آن زمان جاده ابریشم به افغانستان ، ازبکستان و ایران و شهر اسکندریه مصر در غرب امتداد می یافت .

 راه دیگر این جاده نیز از پاکستان و کابل در افغانستان به خلیج فارس و از کابل به طرف جنوب یعنی شهر کراچی پاکستان امتداد می یافت و اگر به راه دریایی تغییر می کرد پارس و رم را شامل می گردید تبادلات کشورهای غربی و شرقی از طریق جاده ابریشم بسیار زیاد بود . دراسناد تاریخی چین بعضی گیاهان با کلمه  هو  نامیده می شوند . برای نمونه هو تائو ( گردو ) ، هو جیائو  ( فلفل ) و هو لوا بو (هویچ) دیده می شود . اکثر این کلمات از کشورهای غربی سرچشمه گرفته است . در سلسله تانگ در قرن ۷ تا قرن ۹ میلادی تبادلات چین و کشورهای غربی از طریق جاده ابریشم بسیار شکوفا بود . پرندگان و حیوانات کمیاب ، عطر ، مروارید ، وسایل شیشه ای و سکه های طلایی و نقره ای کشورهای غربی و موسیقی ، رقص ، غذا و لباس آسیای غربی و مرکزی وارد چین شد . در این ضمن ، فرآورده ها و فنون چین مانند ابریشم ، فن کاغذ سازی ، فن چاپ ، ظروف لاکی ، چینی ، باروت و قطب نما از طریق جاده ابریشم به مناطق مختلف پخش شد و برای توسعه تمدن جهان سهم بزرگی ادا نمود . تبادلات فرهنگی از طریق جاده ابریشم همانند تجارت مواد گسترده بود . مذهب بودا به عنوان یکی از سه مذهب جهان ، در پایان سلسله  هان غربی وارد چین شد . در معبد غار کزیرسینگ کیانگ که قرن سوم تاسیس شد ، نزدیک به ۱۰هزار متر مربع نقاشی دیواری دیده می شود که نشانگر جریان رواج مذهب بودا از هند به چین است . طبق استنباط ها مذهب بودا از هند و از طریق جاده ابریشم به شهر کزیر  سینگ کیانگ  ، سپس به  دونگ هوانگ  استان  گان سو و مناطق دیگر چین رواج یافته است. غارهای مذهب بودا باقی مانده در امتداد جاده ابریشم مانند غار  موگائو کوی  دونگ هوانگ ، غار  لونگ من شهر لو یان سبک هنری شرقی و غربی را آمیخته و گواه تبادلات فرهنگی شرقی وغربی از راه جاده ابریشم است . اکنون این غارها جزو میراث فرهنگی جهان محسوب می شود .




 راه ابريشم در عصر هخامنشيان
گويا دولت هخامنشيان نخستين حكومتي بود كه به اهميت راه ابريشم و لزوم گسترش آن پي برد و درراه گسترش آن كوشيد.
راه ابريشم در عصر سلوكيان
در دورة سلوكيان، نيمة غربي راه ابريشم به دست سلوكس نيكاتور افتاد. افزون بر آن، افغانستان، بلخ، ايران، بين النهرين، ارمنستان، سوريه و بخشهايي از آسياي صغير، حوزة حكومتي وي را تشكيل مي دادند. سلوكيان از آن رو كه مي خواستند جانشينان اسكند را در انتهاي غربي آسياي صغير و سواحل اژه، تركيه و يونان در امر تجارت ابريشم سهيم كنند، به تدريج سوريه را به نقطة مركزي غرب راه ابريشم تبديل كردند. انطاكيه و ديگر شهرهاي تجاري سلوكي در اين راستا ايجاد شدند. شهر جديد سلوكيه در بيست و چهار كيلومتري جنوب بغداد به تدريج به صورت يك شهر چهار راهي بين النهريني براي تجارت راه ابريشم ساخته شد.در سدة نخست ميلادي دو تحول مهم، افزايش شبكه هاي سنتي تجاري را موجب گرديد. يكي وجود راه ابريشم كه با عبور از آسياي صغير و انطاكيه، با چين مرتبط مي شود و ديگري مسير مستقيم دريا كه بازرگانان اسكندراني از راه آن به هند دسترسي مي يافتند.


راه ابريشم در عصر اشكانيان
هم زمان با دورة اشكانيان، راه ابريشم با گذر از آسياي مركزي، ايران و چين را به هم پيوند داد، اشكانيان كه با روميان رقابت سياسي داشتند، تجار رومي را به آساني اجازة عبور نمي دادند. در اواسط قرن دوم ميلادي تجارت ابريشم از اين راه به كلي موقوف شد و كشتيهاي چيني از راه دريا ابريشم را به مالاكا، سيلان و ساحل شرقي هندوستان مي آوردند و تجار يوناني و رومي آن را در نقاط از آنان مي خريدند. در حدود سال ۱۴۰ پيش از ميلاد، اوو، امپراتور نامدار دودمان هان  قدرت را در چين به دست گرفت. وي پس از شكست دادن اشراف طايفة مجار كه مهم ترين مانع راهيابي چينيان به سرزمينهاي باختري بودند، رو به غرب آورد تا هم به درة فرغانه، مركز توليد و پرورش اسب، دست يابد و هم امپراتوري خويش را تا مرزهاي امپراتوري پارت بگستراند. از اين رو، در سال ۱۳۹ پيش از ميلاد نماينده اي را به نام جانگ چيان راهي سرزمينهاي غربي كرد تا وي ضمن آشنايي با اوضاع سياسي، نظامي ، جغرافيايي، اقتصادي و فرهنگي آن منطقه، زمينه را براي گشودن راهي به سوي غرب فراهم آورد. در سال ۱۱۶ پيش از ميلاد جانگ چيان براي دومين بار در رأس هيئتي سيصد نفره، در حالي كه مقدار زيادي طلا، نقره و پارچة ابريشمين همراه خود داشت، به سرزمينهاي غربي راهي شد. بدين سان بين حكومتهاي غربي و اشكانيان روابط رسمي برقرار شد. امپراتور چين كوشيد ابريشم چين را به كشورهاي باختري صادر كند. با گشوده شدن اين راه، نخست مأموران سياسي چين و سرزمينهاي آسياي مركزي كالاهاي گوناگون را از اين سو به آن سو مي برند، اما ديري نپاييد كه بازرگانان سغد، كوشان و پارت رشتة كار و داد و ستد را در دست گرفتند. اين بازرگانان كه به گويشهاي گوناگون ايراني سخن مي گفتند، كاروانهاي بزرگي از شتر روانه مي كردند كه بارشان عطر، جواهر و بلور بود.

مهم ترين حركت سياسي براي حذف ايران از راه اصلي ابريشم، جنبش كوشانيان و چيرگي آنان بر مسيرهاي شرقي بين ايران و چين (آسياي مركزي و ماوراء النهر) بود. در اين دروه رشتة بازرگاني در آسياي مركزي و ماوراء النهر در دست بازرگانان سغدي و خوارزمي بود. كوشش سغديان و خوارزميان سبب شد بازرگانان عرب، قبايل و خاندانهاي با سابقه در امر تجارت ابريشم را در مناطق مسكوني اصلي ابريشم اسكان دهند و اين پاسداري از اين راه تا عصر صفويان ادامه يافت.
راه ابريشم در عصر ساسانيان:
در دوران ساساني ارتباط بين ايران و روم نه تنها در عرصة مناسبات بازرگاني، بلكه تجارت ابريشم و مناسبات اجتماعي دو منطقه گسترده تر شد.همچنان كه ايران ِساساني به اهميت راه بازرگاني ادويه و تجارت ابريشم از راه زميني فلات ايران مي افزود، روم شرقي هم به تدريج توانست عرضه كنندة انحصاري ابريشم به اروپا باشد، پس توافقهايي براي تجارت ابريشم بين دو دولت صورت گرفت.رقابتهاي شديد امپراتوريهاي ايران و بيزانس بر سر ارمنستان، بي ترديد با عوامل اقتصادي و حفظ راههاي بازرگاني ارتباط داشته است.در سال ۵۶٢م. پيمان صلح پنج ساله اي بين بيزانس و روم به امضاء رسيد كه بر اساس آن، بازرگانان دو دولت حق مبادلة كالا در مراكز گمركي را داشتند و شهرهاي نصبين و دارا مهم ترين مراكز آن بودند. اين قرارداد پس از مدتي از سوي امپراتور بيزانس، بر سر ارمنستان، بي ترديد با عوامل اقتصادي و حفظ راههاي بازرگاني ارتباط داشته است. اين قرارداد پس از مدتي از سوي امپراتور بيزانس، ژوستن دوم، نقض شد. در اين هنگام بود كه بيزانيسها كوشيدند راه ديگري را خارج از مرزهاي ايران بيابند و بتوانند با استفاده از رقباي ايران، يعني تركان و سغديان، ابريشم را به صورت مستقيم به دست آوردند.

در اواخر سدة ششم ميلادي به سفير سغد اجازة فروش پارچه هاي ابريشمين در تيسفون داده شده بود. سغديان كه خواهان داشتن رابطة بازرگاني مستقيم با روميان بودند، خاقان ترك، ايستمي خان را وارد كردند با دولت ايران و خسرو انوشيروان براي صدور مستقل ابريشم ارتباط برقرار كند، اما چون انوشيروان نپذيرفت، تركان در صدد حمله به ايران بر آمدند، اما كاري از پيش نبردند.امپراطوري بيزانس پيش از توسل به تركان، كوشيد تا از راه دريا با هند ارتباط برقرار كرده و به طور مستقل به كالاهاي هندي و ابريشم چين دست يابد؛ پس با دولت حبشه ارتباط برقرار نمود تا بازرگانان رومي با كمك دريانوردان حبشي بتوانند با بنادر هند مرتبط شوند، اما قدرت دريانوردان ايراني در هند آن چنان فزوني داشت كه حبشيان كاري از پيش نبردند. بدين ترتيب ايران از سدة چهار ميلادي مالك بي رقيب راه كاروان روِ بازرگاني به هند بود.در بررسيهاي باستان شناسي آشكار شده است كه در منطقة سمرقند، فرغانهة بخارا و حوزة رو طارم، پارچه هاي ابريشمي توليد مي شد. مورخان توليد پارچه هاي ابريشمي در ايران را به عهد شاپور دوم، پادشاه ساساني نسبت داده اند.يكي از پارچه هاي يافته شده داراي نقشي با تصوير ايزدمهر است.با سقوط امپراطوري ساساني، براي مدتي امنيت راهها و حركت كاروانهاي بازرگاني دچار وقفه شد و امپراطوري چين چون از اين بابت زيان اقتصادي فراواني مي ديد، درصدد تجارت با روم و سرزمينهاي غربي آن برآمد. عواملي چون رشد صنعت كشتي سازي ودريانوردي و استقبال روميان از اين صنعت، موجب شد تجارت ابريشم از راه دريايي ادامه يابد. بازرگانان چيني با نواحي شمال افريقا، خليج فارس، درياي سرخ و شبه جزيرة عربستان و نواحي باختري داد و ستد كردند. سرانجام با باز كردن پاي اعراب به چين، بار ديگر راه اصلي تجارت ابريشم اهميت يافت.

راه ابريشم از آغاز دوران اسلامي تا عصر مغول
با نزديكي حكومتهاي سلاجقه، ايلخانيان، تيموريان، و افشاريان به مرزهاي چين و هند، روابط تجاري و فرهنگي بين اين دولتها با حكومت ايران دوباره برقرار گرديد. البته با تصرف نواحي شام، مصر، ماوراءالنهر و ايران به دست اعراب مسلمان، صنايعي چون ابريشم بافي، مورد توجه قرار گرفته بود.
راه ابريشم در عصر مغول:
پس از فرو نشستن عطش كشورگشايي مغولان، تجارت ايران با چين و كشورهاي اروپايي، به ويژه در زمينة ابريشم، رونق يافت. بازرگانان و مسافراني كه خواهان تجارت پرسود با هند بودند، بيشتر از راه كوهستاني پامير، يارغند و يا كاشغر راهي بلخ مي شدند. بلخ راهي بازرگاني، نظامي و نيز يك راه مسافرتي بود. بلخ، گردنبند شهرهاي اسلامي و همچنين كانون عمدة بودايي گري شرق آسيا بود كه سرانجام چنگيزخان به بزرگي آن پايان داد.خراسان، كرمان، يزد، فارس و گيلان را مي توان مهم ترين مراكز ابريشم بافي در آن دوره دانست.
راه ابريشم در عصر تيموريان
در سال ۷۹۶ ق / ۱۳۹٢ م.  تيمور هدايايي مانند: پارچه، اسلحه و به ويژه اسب به چين فرستاد و در سال ۷۹۸ ق / ۱۳۹۴م. سفير تيمور، دويست اسب را با نامه اي دوستانه خطاب به هونگ وو، به چين برد.در سالهاي ۸۰۹ ۸۰۶ ق با مرگ هونگ وو، بزرگ خاندان مينگ، روابط ايران و چين بد شد. اما مرگ تيمور، روابط ايران و چين را به حالت عادي بازگرداند. با مرگ تيمور لنگ، نظم راه ابريشم از بين رفت.الغ بيگ، فرزند شاهرخ، كه حكمران سمرقند بود، از آنجا كه شيفتة كالاهاي زيباي چيني بود، همه ساله كاروان سفارتي خود را به چين مي فرستاد.
از هرات نيز پس از پذيرش نخستين سفارت يونگ لو، سفارتي از سوي شاهرخ به چين راهي شد.در سال ۸٢۴ ق. خواجه غياث الدين نقاش به چين فرستاده شد. افزون بر او از تبريز، شيراز، اصفهان، ايالات خوارزم، بدخشان و ... كه زير نفوذ شاهرخ بودند، نيز ايلچياني به پيروي از حكومت مركزي، راهي چين شدند و روابط شهرهاي هرات و تبريز در اين زمان گسترش يافت.علي اكبر ختائي، بازرگاني فاضل و آگاه به مسائل روز بود و سفرنامه اش از مهم ترين منابع دربارة روابط دوستانة بين ايران و چين در عصر تيموريان است.
راه ابريشم در عصر صفويان
در دورة صفويان، همزمان با حكومت خاندان مينگ (۱۶٢٨- ۱۳۶٨ م) در چين و ايجاد يك دورة آراميش دويست و پنجاه ساله، روابط تجاري ايران و چين از سرگرفته شد. بازرگانان عصر صفوي راههاي دريايي را در اختيار داشته و به تجارت كالاهايي چون ابريشم و ادويه مي پرداختند.شاه عباس اول به خوبي دريافته بود كه تجارت هيچ كالايي به اندازة ابريشم براي ايران سود آور نيست. سياست اقتصادي اين دوره، كاهش واردات و افزايش صادرات بود.شاه عباس نسبت به بازرگانان ونيزي كه در كار تجارت ابريشم كوشش بسيار نموده بودند، توجه ويژه اي داشت. ارامنه بهترين بازرگانان ابريشم محسوب مي شدند. در عين حال، گرجيهاي ساكن مازندران، بهترين پرورش دهندگان كرم ابريشم بودند.مهم ترين خريداران ابريشم ايران، در درجة نخست، هلند و ونيز و پس از آن انگليس، روسيه، اسپانيا، فرانسه، مجارستان و لهستان بودند. به دنبال اخراج پرتغاليان از خليج فارس و جايگزيني هلنديان و استقرار شعبه هاي كمپاني هند شرقي هلند، شاه عباس در سال ۱۶٢۵ با فرستادن سفير خود، معاهده اي با اين دولت براي خريد و فروش ابريشم به امضاء رساند و موسي بيك با صد عدل ابريشم به هزينة شاه عباس با هلنديان ارتباط برقرار نمود.
تا زمان شاه صفي روابط بازرگاني ايران و هلند ادامه يافت و سرانجام محدوديتهاي تجارت ابريشم و داد و ستد با عثماني لغو شد.در زمان شاه عباس دوم نيز مسئلة كنترل تجارت ابريشم از سوي شاه مطرح شد. در زمان شاه سليمان هلنديان با بستن قرارداري با شاه ايران، نپذيرفتند هر سال حدود سيصد بار ابريشم از ايران بخرند.
راه ابريشم در عصر افشاريان
در اين هنگام كه چين در دست سلسلة منچو قرار داشت، «نمايندگان زردها»، يعني چينيها، براي ايجاد روابط دوستانه با نادر به ايران آمدند.چنانكه در كتاب عالم آراي نادري آمده است، تا زماني كه نادر فرستادگان خود را به كاشغر و چين نفرستاده بود، سفراي چين بارها نزد نادر آمده بودند. اما با رفتن سفراي نادر به كاشغر و چين، سفراي اين سرزمينها نيز با هداياي بسيار به دربار نادر آمدند و در اين وقت، درآمدن ايلچيان بسيار خوش آمده، به قدر دو سه هزار كس را به دو نفر ايلچي فهميم سخن دان با تحف و هداياي ممالك ختا و ختن از قبيل خز و مشك و عنبر و كافور و مامريان چيني و ريوند چيني و بُرد ختائي ... ارسال جهان گشا نموده بودند.
راه ابريشم در دوران معاصر
با سقوط كنستانتيوپل به دست عثماني در ۱۴۳۵م. راه ابريشم بسته شد. مرزهاي غربي چين زير فرمان دودمان مينگ هم پس از مغولها به دليل آنكه خود را پشت ديوار «اژدهاي سنگي بزرگ و يا ديوار چين» محصور نموده بود، بسته شدند و تماسهاي اصلي آن با جهان خارج از راه دريا صورت مي گرفت و بدين ترتيب راه ابريشم كه راه اصلي ارتباط چين و ايران و شرق و غرب بود، از رونق افتاد.و شهرهاي بزرگ كاروان روِ شرق مديترانه و شهرهاي واحه اي، رها شده و اهميت خود را از دست دادند.
با آغاز رقابت بین اروپاييها، راه ابريشم دوباره رونق گرفت حركت روسها به سوي شرق و درياي آرام،بيرون رفتن انگليسيها از هند به قصد تصرف آسياي ميانه، علاقة كاشفان، باستان شناسان و تاريخ نگاران براي دسترسي به گنجينه هاي آسياي ميانه، قدرت گيري سلسلة منچو در چين، جمع آوري پانصد و بيست و سه قطعه عتيقه توسط( اسون هدين) از راه ابريشم، در نخستین روزهای رخنه اروپاییان به این منطقه ، برخی از بومیان به انگیزه به دست آوردن پول آسان از اروپاییان ، لاف دانش و آگاهی از راه میزدند که همین خود در تاکلاماکان این بیابان بی نشان به پیشباز مصیبت رفتن بود . کاشف اروپایی اسون هدین در سال ۱۸۹۵ درس سختی را در این باره فراگرفت . راهنمایش به او اطمینان داده بود که صحرا را خوب میشناسد و آنها به توصیه او به جای برداشتن بیش از ده روز ذخیره آب تنها برای چهار روز مصرفشان آب برداشتند همین راهنما نخستین کسی بود که در پهنه تاکلاماکان از تشنگی درگذشت . هدین نخستین شهر دفن شده در شن ، دندان اویلیغ را یافت که مردم محل آن را تاکلاماکان می خواندند . دومین کشف عمده هدین لولان بود .هدین تا سالهای ۱۹۳۰ که شتران جایشان را به وسایل موتوری دادند و گروههای اکتشاف ابعادبس بزرگی یافتند همچنان در آسیای میانه فعال بود . او نخستین کسی بود که به همراه چهار تن دیگر ، که همگیشان بومی بودند ، تا اعماق صحرای تاکلاماکان پیش رفتند . در اواخر سالهای ۱۹٢۰ او صدها تن را به آسیای میانه راهنمایی کرد . او مدت دو دهه یکی از مردم پسند ترین و شاعرپیشه ترین شخصیتهای زمانه اش بود ، گر چه پس از آنکه در جنگ جهانی نخست به جبهه آلمان پیوست ، در بسیاری از  کشورها محبوبیتش را از دست داد . و پس از آنکه آشکار ساخت که در جنگ جهانی دوم به نازیها گرایش داشت ، بقیه جهانیان از او روی بر گرداندند .

او در سن ۸۷ سالگی درگذشت . در حالیکه به جز چند تن متخصص تقریباً همگان او را فراموش کرده بودند . با این همه او در شرق یا غرب ، نخستین کسی بود که شهرهای برباد رفته ی حوضه ی تاریم ، یعنی همان شهرهای واحه ای مدفون شده در سر راه جاده ابریشم را کشف کرد و اهمیت آنها را بازشناخت و درباره ی آنها کتاب نوشت .  كوششهاي (سر اورل اشتاين )، تاريخ نگار انگليسي، و جمع آوري مطالبي راجع به صحراها و كوههاي آسياي ميانه و خاور نزديك، اكتشافهاي سه گانة سراورل اشتاين در رسيدن به تاكلامان و غارهاي هزار بودا، نزديك شهر تونهوانگ، گسترش كوششهاي مربوط به كشف آثار عتيقه و باستاني در سراسر راه ابريشم از چين تا مديترانه ، موجب رونق دوباره این  جاده شد زمانیکه یافته های سفر اشتاین شناخته شد و عتیقه هایش نشان داده شدند شهرت به سراغش آمد . در زمان سفر دوم اشتاین به آسیای میانه به سال ۱۹۰۶ میان گنج جویان اروپایی رقیب در حوضه تاریم ، مسابقه ای برپا شد . این مسابقه در واقع بازتابی از رقابتهای قدرتهای بزرگ بود در نزدیکی منطقه تورفان  یک  تابلو کشف شد که نقاشی روی گچ و تصویر سه راهب بودایی چین بود  این تصویر سده های متوالی سالم بر جا مانده بود تا آنکه گنج جویان غربی آن را دو نیمه کردند و به برلین بردند این تابلو در بمباران برلین در جنگ جهانی دوم نابود شد .بزرگترین دستاورد اشتاین در غارهای هزار بودا بود او در یک مکان مقدس بودایی نزدیک تونهوانگ با یک راهب محلی به نام ( ابوت وانگ ) آشنا شد که دو سال پیش از ورود اشتاین به این منطقه گنجینه ای از دست نوشته ها و آثار هنری بسیار کهن را کشف کرد که سده ها پشت دیوارها پنهان مانده بودند . اشتاین که از این گنجینه آگاه شده بود به وانگ رشوه داد تا به او اجازه دهد از این گنجینه  ، بیش از ۵۰۰ اثر هنری از جمله نقاشیهای ابریشمین ، ۳۰۰۰ طومار کامل از مواد چاپ شده و ۶۰۰۰  تکه مواد مستند دیگر را برای خود بردارد . بسیاری از این نقاشیهای ابریشمین در بسـته های کوچک تا خورده بودند ؛ زمانیـکه
دانشمندان در موزه بریتانیا با زحمت تاهای آنها را باز کردند نقاشیهای بزرگ و درجه یک را روی بوم ابریشمین بسیار ظریف در برابر چشمانشان آشکار دیدند . یکی از این طومارها ، سوترای الماس بود . این سوترا در واقع کهن ترین کتاب چاپی کاملی است که تاکنون شناخته شده است . خود این سوترا به تنهایی گنجی است که بهایی نمی توان روی آن گذاشت  این سوترا و بقیه یافته های اشتاین از غارهای هزار بودا ، یکی از بزرگترین مجموعه ها در تاریخ جهان به شمار می آ یند . امروزه بر سر فعالیت های این کاشفان اروپایی در بخش شرقی جاده ابریشم ، کشمکشهای بسیاری وجود دارد. چین با این برهان که هر گونه اجازه ای که از دولت ضعیف و تحت فشار چین در آن زمان گرفته شده بی اعتبار است ، خواستار باز پس گرفتن آن چیزهایی است که در  آن سالها از سین کیانگ برده شده اند ؛ چین معتقد است که این نقل و انتقالها جز دزدی چیز دیگری نبوده است . دولت یونان نیز درباره ی ( مرمرهای الگین) چنین موضعی گرفته است و می گوید که اجازه ای را که دولت ترکیه در ان زمان برای بیرون بردن گنجینه ها ی ملی یونان صادر کرده ، باید بی اعتبار دانست . اما آنهایی که این گنجینه ها را نگهداری می توانند در استدلال کشور چین و یونان چنین پاسخ گویند که اگر این چیزها را آنها برنداشته بودند ، ممکن بود که به دست حفاران بومی که معمولاً  آنها را قطعه قطعه کرده و به فروش می رساندند یا در جنگهای فرقه ای و ملی که در سده پرکشمکش نوزدهم بلای جان آسیای میانه شده بودند ، ویا به دست گاردهای سرخ نابود شده باشند . سرانجام عصر تصرف آثار عتیقه و باستانی در سراسر جاده ابریشم از چین گرفته تا مدیترانه ، به سر آمد اکنون ، باستان شناسان در سراسر جهان می توانند حفاری کنند و با این حفاریها به بررسی تارخ بشر ، خدمات شایانی کنند ، اما دیگر نمی توانند غنایم را از کشورهای مورد حفاری بیرون برند.با فرارسیدن سده بیستم ، جاده ابریشم جنبه نوین دیگری به خود گرفت ، گسترش تجهيزات صنعتي، قطارها ، هواپیماها ، اتومبيلها و ...، از مهم ترين عوامل رويكرد دوباره به راه ابريشم در سطح جهان هستند. جاده ابریشم روی دریا چین را با کشورهای متمدن عمده و گهواره های فرهنگی جهان متصل کرده و تبادلات اقتصادی و فرهنگی این مناطق را به پیش سوق داده و مسیر گفتگوی تمدن های شرق و غرب را شکل داده است . منابع تاریخی حاکی است که مارکو پولو از راه جاده ابریشم دریایی وارد چین شده و از همینجاده به ونیس  زادگاه خود بازگشته است .شايد جاده ابريشم مهم‌ترين جاده تاريخي جهان نباشد، اما بي‌شك به ماندگارترين جاده تاريخي جهان بدل شده و هر كشوري كه در مسير آن قرار دارد به فراخور توانايي‌اش در آن كسب درآمد مي‌كند. امروزه هر کدام از ۱۶ کشوري که قسمتي از مسير را تشکيل مي‌دهند به فراخور سهم خود سعي دارندتا از جاده ابريشم بهره‌برداري کنند و ايران يکي از اين کشورهاست. پس از کشور چين، بخش وسيعي از اين راه در ايران که همواره گذرگاهي براي کشورها بوده، قرار دارد و ظرفيت بالقوه‌اي براي گردشگري  محسوب مي‌شود.اين در حالي است كه ايران به عنوان يكي از مهمترين كشورهاي مسير جاده ابريشم كمترين بهره را از اين ظرفيت بزرگ گردشگري می برد .















جمع بندی و نتیجه گیری

هر کس تاریخ و گذشته خود را نشناسد به اجبار آن را تکرار خواهد کرد . به همین جهت در این مقاله
تاریخ و جغرافیای جاده ابریشم مورد بررسی قرار گرفته است . جاده ای که با مسافت ٨۰۰۰ کیلومتر و ارتباط ۱۶ کشـور با هم طولانی تـریـن راه ارتباطی ملتـها و اقوام گوناگون بوده است . امـا نکتـه حائـز
اهمیت این است که جاده ابریشم جاده ای صرفاً جهت معامله و خرید و غروش محصولات نبوده است
در این مسیر طولانی که کاروان ها در گذشته هر یک ساعت ۵/۳ کیلومتر از  آن را طی می کردند ،
تاریخ تمدن بشری شکل گرفته است و بزرگترین و گسترده ترین فراگردهای اشاعه فرهنگی را به
وجود آورده است ، به همین دلیل شور جاده کهن ابریشم افراد را هنوز  به آن سو  می کشاند .
بنابر نظر آیرین فرانک و دیوید براونستون در کتابشان جاده ابریشم ( ترجمه محسن ثلاثی ) حتی اگر
جاده ابریشم به دلایل سیاسی تکه پاره شده باشد ، باز جاده ای که ابریشم چینی و طلای رمی و همه ی
گنجینه های فکری ، مذاهب ، ابداعها ف فرآورده ها و مهارت های مردم در سراسر اروپا و آسیا را به
خود دیده است . همچنان پا برجا خواهد ماند . به راستی که جاده ابریشم به عنوان یکی از بزرگترین راههای بشری ، باید در خاطره و تخیل ما همچنان زنده باقی بماند .








منابع و مآخذ

۱- فرانک ، آیرین ، براونستون ، دیوید ، ۱۳٧۶ ، جاده ابریشم ، ترجمه محسن ثلاثی ، تهران ،

انتشارات سروش ، چاپ اول

٢- جاده ابریشم ویکی پدیا

http://fa.wikipedia.org/

۳-  رایزنی فرهنگی و توریستی سفارت ترکیه در ایران

http://www.gofoturkey.ir/jadeabrisham.cgi#

۴- دانستنی های جاده ابریشم

http://persian.cri.cn/

۵- جاده ابریشم در دوره های مختلف تاریخی

http://www.sikroad.blogfa.com/

۶- مسیر جاده ابریشم در ایران ؛ خالی از توریست

http://www.chn.ir/

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر